آخرین اخبار

20. دى 1395 - 9:14   |   کد مطلب: 291917
سراب روانسر: قصه ی مکتب گلیم و گبه ی کرمانشاه همانند حکایت دیگ ملا نصرالدین است که روزی می زاید و روزی می میرد.

به گزارش سراب روانسر، چند سالی می شد که مکتب گلیم و گبه ی کرمانشاه همه را به یک مشارکت و سودآوری عظیم دعوت می کرد و با تبلیغات گسترده ی که در دست گرفت توانست در این راه موفق باشد.

 

 

 

تبلیغات گسترده در شبکه استانی از یک سو و تبلیغات مردمی از سوی دیگری،عاملی شد تا مردم برای مشارکت در یک سود دهی ویژه سهیم شوند.
 

اجازه بدهید که ماجرای ملا نصر الدین و دیگی که یک روزی وضع حمل کرد اشاره ی داشته باشیم:

 

می گویند ملانصرالدین از همسایه اش دیگی را قرض گرفت.

چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد.

وقتی همسایه قصه ی دیگ اضافی را پرسید ملا گفت: دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد.

چند روز بعد، ملا دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایه خوش خیال این بار دیگی بزرگتر به ملا داد به این امید که دیگچه ی بزرگتری نصیبش شود.

تا مدتی از ملا نصرالدین خبری نشد.

همسایه به در خانه ملا رفت و سراغ دیگ خود را گرفت.

ملا گفت دیگ شما موقع وضع حمل در خانه ما فوت کرده است و همسایه گفت مگر دیگ هم می میرد؟ چرا مزخرف می گویی!!!

و در جواب شنید: چرا روزی که گفتم دیگ تو زاییده نگفتی که دیگ نمی زاید.

با این وجود دیگی که می زاید حتما مردن هم دارد.

 

بی شک موارد بسیاری برای حکایت فوق در اطراف ما وجود دارد اما قصه ی مکتب گلیم و گبه ی کرمانشاه مصداق بارزی است برای دیگ ملا نصرالدین همانطور که دیگ می زاید می تواند بمیرد، یک شبه می توان "پول دار شد"، و بالطبع یک شبه هم می توان " پول مردم را بالا کشید" و رفت.

 

 

دیدگاه شما

در کانال تلگرامی پایگاه خبری سراب روانسر عضو شوید
مشکلات شهر را با ما در میان بگذارید
محل تبلیغات شما
تحلیل داده های آماری، پروژه های دانشجویی و مقالات پژوهشی